تبلیغات
شـــــــهدای اســــــلام - وصیت نامه شهید سید محمد جعفر هاشمی گلپایگانی

شـــــــهدای اســــــلام
 



اكنون در فراغ یاران دلخسته ام و دلشكته ام با كدامین عزم كنم كه میخواهم بیایم ای یاران صبر كنید، صبر، منهم خواهم آمد .

مرا در این دنیای فانی تنها نگذارید ، اكنون تنهای تنهایم و روحم مشتعل عشق دیدار با اوست ، او را بندگی می كنم از آن جهت كه به من هستی داد و به او عشق می ورزم از آنكه به من دوستانی اینچنین داد و از او میخواهم كه مرا پیش شما آورد .

آری آری چنین است ای برادر روزی مغرور می شدی به مقام و روزی مغرور می شوی به ثروت و آنچه برای تو باقی می ماند این است ، دنیا تورا فریب داده ، دنیا تو را گول زده است ، آری شیطانها از راه بی راهت كردند و در اعماق گمراهی رهنمونت داده اند ، آری برادر بیا و باهم جامه تن را رها كنیم و عزم جزم كنیم كه هرگز خلاف نكنیم و هرگز گمراه نشویم و از او هم بخواهیم كه اوست مسبب اسباب، اوست مخلق اخلاق ، سخنی دیگر دارم و آن اینست :

در روزگارانی دوست داشتم دكتر شوم ، مهندس شوم ، پولدار شوم و آرزوها داشتم ، اما ، اما عشق سوزاند مرا سوزاندنی عجیب ....

سیدمحمدجعفرهاشمی گلپایگانی ۱۴/۰۴/۱۳۶۵




طبقه بندی: وصیت نامه، 
برچسب ها: وصیت نامه شهید سید محمد جعفر هاشمی گلپایگانی، وصیتنامه شهدا، شهیدان، وصیتنامه شهید، وصیتنامه های شهیدان اسلام، مرجع وصیتنامه های شهدا، شهدای اسلام،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط حسن حامدی
تمامی حقوق مطالب برای شـــــــهدای اســــــلام محفوظ می باشد